تبلیغات
وبلاگicon
ققنوس در آتش - خشکی‌ام را بهانه می‌گیرند که رهایم کنند و در بروند
 

خشکی‌ام را بهانه می‌گیرند که رهایم کنند و در بروند

نوشته شده توسط :مصطفی غلامی
یکشنبه دوم مردادماه سال 1390-17:26

 

 

حیف آنها که بالشان دادم شاخه شاخه پریده‌اند از من

از رفیقان راه می پرسی؟ پیش‌ترها بریده‌اند از من

 

هرچه دادند زود پس دادم هر چه را خواستند رو کردند

عشق را در سخاوتم روزی، به پشیزی خریده‌اند از من

 

کرم‌هایی که در تن خشکم شادمان می‌خزند و می‌لولند

سالها پیش در بهاری سبز، ریشه‌هائی جویده‌اند از من

 

خشکی‌ام را بهانه می‌گیرند که رهایم کنند و در بروند

خودشان نیز خوب می دانند، رگ به رگ خون مکیده‌اند از من

 

هر کجا از نفس می افتادند باز سنگ صبورشان بودم

گریه‌هایی به من فروخته‌اند، خنده‌هائی خریده‌اند از من

 

محو کردند ردّ پایم را که ندانی کجا گرفتارم

بعد تا هر چه دورتر بشوند، سمت دیگر دویده‌اند از من

 

چشم ها جور دیگری هستند، حرف ها روی دیگری دارند

وای هرجا که پا گذاشته‌اند، قصّه‌ای آفریده‌اند از من

 

مهدی فرجی





درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


صفحات جانبی:


آخرین پستها:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


نظرسنجی:






 
مرجع ابزارهای وبلاگ نویسان
مرجع ابزارهای وبلاگ نویسانابزارهای متنوع وبلاگدریافت کد لودینگ برای وبلاگ
br