تبلیغات
وبلاگicon
ققنوس در آتش - ای که هر ناگهان از نگاهت، یک غزل می شود ارتجالی
 

ای که هر ناگهان از نگاهت، یک غزل می شود ارتجالی

نوشته شده توسط :مصطفی غلامی
یکشنبه ششم شهریورماه سال 1390-21:58

 

 

شهر، منهای وقتی که هستی، حاصلش برزخ خشک و خالی

جمع آیینه ها ضربدر تو، بی عدد صفر، بعد از زلالی

 

می شود گل در اثنای گلزار، می شود کبک در عین رفتار

می شود آهویی در چمنزار، پای تو ضربدر باغ قالی

 

چند برگی است دیوان ماهت، دفتر شعرهای سیاهت؟

ای که هر ناگهان از نگاهت، یک غزل می شود ارتجالی

 

هر چه چشم است جز چشم هایت، سایه وار است و خود در نهایت

می کند بر سبیل کنایت، مشق آن چشم های مثالی

 

ای طلسم عدد ها به نامت، حاصل جزر و مد ها به کامت!

وی ورق خورده ی احتشامت، هر چه تقویم فرخنده فالی!

 

چشم وا کن که دنیا بشورد، موج در موج دریا بشورد!

گیسوان باز کن تا بشورد، شعرم از آن شمیم شمالی

 

حاصل جمع آب و تن تو، ضربدر وقت تن شستن تو

هرسه منهای پیراهن تو، برکه را کرده حالی به حالی

 

حسین منزوی



دنبالک ها: موج وحشی 


درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


صفحات جانبی:


آخرین پستها:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


نظرسنجی:






 
مرجع ابزارهای وبلاگ نویسان
مرجع ابزارهای وبلاگ نویسانابزارهای متنوع وبلاگدریافت کد لودینگ برای وبلاگ
br