تبلیغات
وبلاگicon
ققنوس در آتش - غزلی گفته‌ام از گونه‌ی گل نازک‌تر
 

غزلی گفته‌ام از گونه‌ی گل نازک‌تر

نوشته شده توسط :مصطفی غلامی
سه شنبه پانزدهم شهریورماه سال 1390-18:50

لنگر انداخته در اسکله، کنگر خورده

این عقابی که مسیرش به کبوتر خورده

 

موج با شوق تو می‌آید و برمی‌گردد

متلاشی‌شده، بی حوصله و سرخورده

 

گاه یک صخره‌ی پنهان‌شده را رد کرده‌ست

گرچه هر بار به یک صخره‌ی دیگر خورده

 

بوسه‌ات سرخ‌ترین میوه‌ی فصل است انگار-

سیلی موج که بر گونه‌ی بندر خورده

 

«بد نگوییم به مهتاب اگر تب داریم»

هر که بد گفت به چشمان تو شکَّر خورده!

 

چشم تو معدن الماس ولی لبخندت-

سینه‌ی ترد اناری ست که خنجر خورده

 

غزلی گفته‌ام از گونه‌ی گل نازک‌تر

من به جز شعر چه گفتم که به تو برخورده!؟


عبدالحسین انصاری



دنبالک ها: آیات غمزه 


درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


صفحات جانبی:


آخرین پستها:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


نظرسنجی:






 
مرجع ابزارهای وبلاگ نویسان
مرجع ابزارهای وبلاگ نویسانابزارهای متنوع وبلاگدریافت کد لودینگ برای وبلاگ
br