تبلیغات
وبلاگicon
ققنوس در آتش - تاثیر تصوف در نثر و نظم فارسی (بخش دوم)
 

تاثیر تصوف در نثر و نظم فارسی (بخش دوم)

نوشته شده توسط :مصطفی غلامی
پنجشنبه بیست و نهم تیرماه سال 1391-17:10

تاثیر تصوف در نثر و نظم فارسی

بخش دوم:

 

تأثیر تصوف، در غنای فرهنگی و ادبی فارسی فوق العاده است. میراث عظیم صوفیه که تجلی‏گاه افکار و اندیشه‏های روحانی ایرانی در تمام شؤون ادبی و اخلاقی است، علاوه به جلوه و لطافتی که به ادبیات بخشید، موجب رواج نثر و افزونی تألیفات گشت.

 

لطافت و عذویت نثر صوفیه در سوانح احمد غزالی (م، 520 ه. ق) و تمهیدات عین القضات همدانی (492- 525 ه) و لمعات فخرالدین عراقی و لوایح جامی (نور الدین عبد الرحمن بن نظام الدین 817-898 ه. ق) تا بدان پایه خیال‏انگیز و حاوی شور و ذوق است که در شمار «شعر منثور» شمرده می‏شود. بایزید بسطامی گوید:به صحرا شدم عشق باریده بود و زمین‌تر شده؛ چنان که پای به برف فرو شود، به عشق فرو می‏شد. (12)

 

مرغی گشتم، چشم او از یگانگی، پر او از همیشگی.

 

در هوای بی‏چگونگی می‏پریدم.

 

 

اگر از میان تمام آثار منثور ادب فارسی از جهت زیبایی سخن و دل انگیزی کلام سه اثر برگزینیم‏ بی‏گمان تاریخ بیهقی، اسرار التوحید و تذکرة‌الاولیای عطار از بهترین و دلکش‏ترین آثار منثور ادب فارسی است که دو اثر از این سه به نثر صوفیانه اختصاص دارد.

 

صوفیه نخستین کسانی بودند که نثر ساده و مرسل عصر سامانی را رها کردند و نثر مسجع و آهنگین را بنیان نهادند. ابو سعید ابی الخیر (357-4400 ه. ق) که اصول تصوف را در خراسان رواج داد، نخستین عارفی است که به نثر مسجع سخن گفت و در تاریخ تصوف، از فراز منبر، جامعه‏ی شعر پارسی را بر قامت اندیشه‏های صوفیانه راست کرد و از این رهگذر دشمنان بزرگی از اصحاب رأی و ائمه کرامیان برای خویش تراشید چنان که ابو القاسم قشیری (م، 465) که صوفی خشکی بود به انکار و عداوت او برخاست. البته سجع در سخن ابو سعید تفنن است نه همچون پیر هرات که جز به نثر مسجع سخن نمی‏گوید. شیخ ما را پرسیدند صوفی چیست؟ گفت آنچه در سر داری بنهی و آنچه در کف داری بدهی و آنچه بر تو آید نجهی. (13) گفتم که صفا ضد کدر بود و کدر از صفات بشر بود و حقیقت، صوفی بود آنکه او را از کدر گذر بود. (14)

 

اما چنان که گفته آمد خواجه عبد الله انصاری این سبک را پایه و اساس نثر صوفیانه‏ی خویش قرار داد و در تفسیر قرآن و مناجات و دیگر آثارش بدین شیوه سخن گفت:الهی از زندگانی خود در عذابم، گویی که بر آتش کبابم، نه خورد پیدا و نه خوابم. در میان دریا تشنه‏ی آبم، از آنکه از خود در حجابم، منتظرم تا کی رسد جوابم. (15) از رساله‌ی دل و جان:الهی گفتی کریمم. امید بدان تمام است، تا کرم تو در میان است ناامیدی حرام است.

 

از رساله‏ی واردات:حج گزاردن تماشای جهان است، نان دادن کار مردان است.

 

از رساله‏ی مقولات: دی رفت و باز نیاید، فردا را اعتماد نشاید، امروز را غنیمت دان، که دیر نپاید که از ما کسی را یاد نیاید.

 

از رساله‏ی کنز السالکین:ای شب! تو رعیتی و من شاهم، تو ستاره‏ای و من ماهم. ای روز! من آن شاه شب نامم که کواکب سپاه من است.

 

مشتری تکمه‏ی کلاه من است. (16) عرفان نثر صوفیه را از موج شعری لبریز ساخت و سبک سخن نجم الدین رازی (ابو بکر بن محمد، 573-654 ه) در مرصاد العباد همانند آثار پیر هرات و احمد غزالی رنگ و بوی شعر دارد. توجه به زبان فارسی به خاطر رعایت حال مریدان و در نتیجه وسعت و غنا بخشیدن به این زبان هم از همت عارفان پارسی‏گوی است که عطار در مقدمه‏ی تذکره و جامی در نفحات الانس (چاپ توحیدی پور، ص 468) و نجم الدین رازی در مرصاد العباد (ص 14) به انگیزه‏ی فارسی گویی خویش اشاره دارند.

 

با یار نو از غم کهن بایدگفت

با او به زان او سخن باید گفت

«لا تفعل» و «افعل» نکند چندان سود

چون با عجمی کن و مکن باید گفت (17)

 

 

نثر صوفیه، ساختاری شگرف و نظمی خاص و لفظی زیبا و معنایی ژرف دارد که شوری در دل و هیانی در ذهن برمی‏انگیزد که زیباترین آن لمعات عراقی است. ترجمه و شرح رساله‏ی «حی بن یقظان» ابن سینا که مترجم آن ابو عبید جوزجانی است از آثار تمثیلی عرفانی قرن پنجم است که فصاحت کلام و سلاست بیان در آن به حد اعلاست و مراد شیخ فلاسفه‏ی اسلام از «زنده‏ی بیدار» عقل فعال است که صوفی را در راه وصول به حق یاری می‏کند. (18)

 

 

از ویژگی‏های نثر صوفیانه کاربرد زبان سمبولیک و نمادین است. این زبان بیشتر در شعر کاربرد یافت و منطق الطیر عطار که به زبانی رمزی بیان شده از آثار جاویدان ادب فارسی است. پس از قضیه‏ی تلخ حلاج که «انا الحق» گفت و سر خویش بر باد داد، صوفیه در نثر و نظم زبانی رمزی و نمادین ایجاد کردند، اصطلاحاتی که از رمز معنی آن‌ها تنها ابدال آگاه بودند و غافلان از فهم آن بی‏خبر. نویسندگان شعرای این طایفه با بهره‏گیری از ابهام استعاره و کنایه، افراطی‏ترین نظریات تصوف را در مسائلی چون عشق صوفیانه و جمال پرستی بدون ترس از فقها بیان کرند و حتی بعضی پرستش جمال و عشق صورت را اساس طریقت خود قرار دادند و معنی را در صورت می‏جستند. (19)

 

هر چند که کاربرد رمز و اشاره و کنایه و استعاره اختصاص به صوفیه ندارد ولی زبان عرفان- علی الرسم-رمزی و کنایی است. همچین انتخاب الفاظ در نثر صوفیانه شایان توجه است:ای دهر دهار! کجاست شهقه‏ی شبلی؟ کجاست ترنم ابوالحسین نوری؟ ای ظل سماوات! کجاست دور سمنون؟ ای حرف خرد کجاست خون افشاندن حسین منصور در «انا الحق»؟ ای زمان و مکان تو چرا بی‏جمال شیخ ابو عبد الله خفیف می‏باشی؟ (20)

 

با ظهور ابن عربی (محی الدین ابو بکر بن محمد بن علی حاتمی طایی، )560-638 ه. قواضع مکتب عرفان علمی، اصول تصوف در کتب علمی و درسی وارد شد و اصطلاحات عرفانی در اشعار و آثار منثور نویسندگان پارسی‏گوی نفوذ یافت. ابو نصر سراج طوسی (م، 378 ه. ق) از محققان صوفیه و صاحب اثر نفیس اللمع فی التصوف، از کسانی است که تصوف را در کنار فقه و علم الحدیث از علوم دین بشمار می‏آرد و این نثر گفتار اوست: پرسنده‏ای ‏واپرسید مرا از باین علم تصوف و مذهب صوفیه که گمان می‏برد مردمان در آن اختلاف کرده‏اند. (21)

 

 

تصوف علمی ابن عربی در ادبیات و شعر فارسی تأثیری عمیق داشت و شاگردان و پیروان مکتب وی که بیشتر ایرانی بودند، مطالب کتاب «فصوص الحکم» و اعتقاد به «وحدت وجود» را در نثر و نظم فارسی رواج دادند. گر چه «اندیشه‏ی وحدت» جسته و گریخته از دهان حلاج (مقت، 309 ق) و بایزید بسطامی (طیفور بن عیسی بن آدم، م 261 ه. ق) و عین القضات شنیده شد، در تمدن اسلامی، همگان ابن عربی را به عنوان پیشوای بزرگ و مؤسس راستین «وحدت وجود» در عالم اسلام بشمار می‏آورند و گفتار عراقی و سعید الدین فرغانی (در مشارق التراری) شاگردان صدر الدین قونوی (م، 672 ه. ق) و شیخ محمود شبستری (م، 720 ه. ق) و شمس مغربی (م، 809) و عبد الرحمان جامی به پارسی‏ نسبت به شعارهای حلاجی و بایزیدی از لونی دیگر است و علمی‏تر و استوارتر.

 

شارحان و تابعان ابن عربی چنان که گفته آمد، اغلب ایرانی هستند و علاوه بر بزرگان فوق الذکر می‏توان به مؤید الدین بن محمد جندی (م. حدود 700 ه) از مردم خوارزم و کمال الدین عبد الرزاق کاشانی (م، 736 ه) و شاه نعمت الله ولی کرمانی (م، 834) که سه رساله‏ی کوتاه در شرح «فصوص» نوشته که در مجموعه‏ی رسائل وی به چاپ رسیده است. از این عده است صائن الدین علی بن محمد ترکه‏ی اصفهانی از شارحان استادان ماهر وحدت وجود ابن عربی عزیز الدین نسفی که اصطلاح «الانسان الکامل» را ازابن عربی آموخته و آقا محمد رضا قمشه‏ای آخرین فرد شاخص از پیروان و شارحان فصوص که حضرت استاد آشتیانی وی را همسنگ صدر الدین قونوی و داود بن محمود قیصری می‏شمارد و نگارنده این عبارت را از لفظ عالی حضرتش شنیده است.

 

 

پی نوشت ها:

(12) -تذکرة الاولیاء، فرید الدین عطار نیشابوری، به کوشش دکتر محمد استعلامی، تهران:زوار، 1346 ش، ص 183.

 

(13) -اسرار التوحید، محمد بن منور، چاپ سابق، ص 297.

 

(14) -کشف المحجوب، علی هجویری، و. ژوکوفسکی، با مقدمه‏ی قاسم انصاری، تهران: طهوری، 1358 ش، ص 37.

 

(15) -رسایل خواجه عبد الله انصاری، محمد شیروانی، انتشارات بنیاد فرهنگ ایران، 1352 ش، ص 124.

 

(16) -مشتی از خروار، دکتر محمد دبیر سیاقی، تهران: انتشارات علمی، 1345، ص 360 به بعد، ذیل آثار خواجه عبد الله انصاری.

 

(17) -مرصاد العباد، نجم الدین رازی، به کوشش دکتر محمد امین ریاحی، تهران:انتشارات علمی و فرهنگی، 1373، چاپ پنجم، ص 93.

 

(18) -تاریخ ادبیات در ایران، دکتر ذبیح الله صفا، تهران: امیر کبیر، ج 1، صص 631-630.

 

(19) -عبهر العاشقین، روزبهان شیرازی، به کوشش هانری کربن و دکتر محمد معین، مقدمه، ص 55.

 

(20) -شرح شطحیات روزبهان، تصحیح هنری کربن، تهران:انستیتو ایران-فرانسه، به نقل از موسیقی شعر، شفیعی کدکنی ص 428.

 

(21) -گزیده‏ی ترجمه:اللمع فی التصوف، ترجمه‏ی سید علی نقوی زاده، مجله مترجم، سال سوم، شماره‏های سیزدهم و چهاردهم، ص 57.P

 

 

سید علی نقوی زاده (عاشق طبسی)



دنبالک ها: تبیان 


درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


صفحات جانبی:


آخرین پستها:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


نظرسنجی:






 
مرجع ابزارهای وبلاگ نویسان
مرجع ابزارهای وبلاگ نویسانابزارهای متنوع وبلاگدریافت کد لودینگ برای وبلاگ
br