تبلیغات
وبلاگicon
ققنوس در آتش - بررسی و تحلیل بازتاب هدهد در ادب فارسی (3)
 

بررسی و تحلیل بازتاب هدهد در ادب فارسی (3)

نوشته شده توسط :مصطفی غلامی
پنجشنبه بیست و نهم تیرماه سال 1391-22:39

 

5-دیدن آب در زیر زمین

یکی دیگر از جنبه های حضور هدهد در متون ادب فارسی و تحت تأثیر داستان سلیمان تیزبینی و یافتن آب در عمق زمین است. این پرنده قادر است از اوج آسمان، آب را در قعر زمین تشخیص دهد. همان گونه که در داستان سلیمان اشاره شد، حضرت سلیمان در سفرهایش به هدهد نیازمند بود، زیرا تنها پرنده‌ای بود که می‌توانست آب را بیابد. «سبب تفقده الهدهد أنه احتاج الیه فی سیره لیدله علی الماء» (26/87)

 عطار در منطق الطیر از زبان هدهد چنین می‌گوید:

آب بنمایم ز وهم خویشتن             رازها دانم بسی زین بیش من (33/39)

 

در بیت زیر می‌توان به صراحت این نقش هدهد را در داستان سلیمان یافت:

پس سلیمان گفت ای نیکو رفیق     در بیابان‌های بی آب و عمیق (33/104)

 این نقش هدهد در ادبیات محور مضمون‌پردازی زیبای شاعرانه قرار گرفته است؛ بدین صورت که پس از اشاره به تیزبینی او، با زبان طعن، پرسشی به این عنوان مطرح می‌شود که؛ چگونه هدهد آب را در زیر زمین می‌بیند، ولی دام را بر روی زمین نمی‌بیند؟

 

هدهد ز آب زیر زمین آگهست لیک        از دام بر فراز زمین آگهیش نیست (10/837)

 

 نمونه مفصل و زیبایی از آن را در مثنوی معنوی می‌توان یافت. مولانا در حکایتی پس از اشاره به امتیاز هدهد؛ یعنی تیزبینی و دیدن آب در عمق زمین می‌سراید:

بنگرم از اوج با چشم یقین       من ببینم آب در قعر زمین

 

سپس از زبان زاغ به بیان این پرسش طعن آمیز می‌پردازد و از زبان هدهد دلیل این امر را قضای الهی می‌داند (42/59-61).  این مضمون را می‌توان در مرزبان نامه در قالب «حکایت نیک‌مرد با هدهد» (16/296) و نیز در سند باد نامه در حکایتی مشابه (27/334) یافت. قانعی طوسی نیز، در کلیله و دمنه منظوم خود، پیرامون این موضوع حکایتی زیبا آورده است با این تفاوت که هدهد، بیننده گنج در زمین است، نه بیننده آب (36/512-513).

 

تأویلات و برداشت‌های عرفانی از هدهد

در برخی از متون عرفانی نیز، ردپایی از حضور «هدهد» را می‌توان یافت؛ با این ویژگی که نقش هدهد به همراه تمام عناصر داستانش کاملاً تأویلی و عارفانه است. این بخش را می‌توان ادامه بازتاب حضور این پرنده در تفاسیر دانست. برخی از این آثار عبارتند از:   شرح شطحیات که در شطح جنید از هدهد ذکری به میان می‌آید؛ تمهدیات عین القضات:   در این اثر بخشی از داستان سلیمان که به هدهد وعده عذاب می‌دهد، مورد نظر قرار گرفته و از آن برداشتی ظریف و عارفانه شده است (35/239). 

مجالس سبعه مولانا در مجلس دوم عناصر کلیدی داستان سلیمان و نقش رسالت هدهد را در قالب حکایت تمثیلی خلقت آدم و ارتباط او با ابلیس، عقل و نفس، با بیان عارفانه و زیبا روایت می‌کند و در اثنای تمثیل به ذکر حقایق عرفانی ناب می‌پردازد (41/72-73). و در پایان عناصر و شخصیتهای داستان را به این شرح مورد تأویل قرار می‌دهد:

«ای دوستان من! مراد من از سلیمان، حضرت حق است و مراد از بلقیس، نفس اماره و مراد از هدهد، عقل است که در گوشه سرای بلقیس نفس هر لحظه منقار اندیشه‌ای در سینه بلقیس می‌زند و این بلقیس نفس را از خواب غفلت بیدار می‌کند و نامه بر او عرضه می‌کند».

 

بخش دوم: حضور هدهد در ادبیات بر اساس ویژگی‌های ظاهری

در کنار سایر ویژگی‌های هدهد، مشخصات ظاهری این پرنده نیز، از نظر شاعران زبان و ادب فارسی دور نمانده است؛ ویژگی‌های ظاهری چون تاج و کاکل، پرهای رنگارنگ او و کثیف بودن و بوی بد لانه اش. آنچه در این بخش مورد بررسی قرار می‌گیرد، برداشت‌های و استنباط‌های شاعرانه از ویژگی‌های ظاهری این پرنده است؛ گاهی شاعران با اشاره به این مشخصه‌های ظاهری مفهومی گسترده را مورد نظر داشته و با استفاده از تشبیه، استعاره و یا کنایه، ضمن بیان مشخصه ای ظاهری از این پرنده؛ گاهی شاعران با اشاره به این مشخصه های ظاهری مفهوم گسترده را مورد نظر داشته و با استفاده از تشبیه، استعاره و یا کنایه، ضمن بیان مشخصه ای ظاهری از این پرنده معنا و مفهومی کلی را اراده کرده و یا با در نظر داشتن پرهای رنگینش به قبا پوشی که نوعی مقام و مرتبه است، اشاره می‌کنند:

آصف ملک سلیمان دوم خیمه بزد    هین چو هدهد کلهی برنه در بند قبای (5/444)

 

 خاقانی:

 تا چو هدهد تاج‌داری بایدت در خلق دل      طوطی آسا طوق آتش کم نخواهی یافتن (10/361)

 -کاکل سر هدهد، بیش از سایر خصوصیات آن مورد توجه واقع شده است، به ویژه در توصیفات دقیق و ظریف منوچهری دامغانی:

 شانگکی ز آبنوس هدهد بر سر زده‌ست      بر دو بناگوش کبک غالیه تر زده‌ست (39/18)

 

سنایی کاکل هدهد را به تاج تشبیه کرده است:

طاووس کند جلوه چو از دور ببیند        بر فرق سر هدهد آن تاج کیان را

 

انوری چنین می‌گوید:

 تا به تاج هدهد و طاووس در کین عدوت     نیزه‌های پر ز دست و تیغهای آخته (5/430)

 

-از دیگر ویژگی‌های ظاهری هدهد، شاعران به پرهای رنگی این پرنده اشاره کرده‌اند. از جمله رودکی:

 

پوپک دیدم به حوالی سرخس              بانگک بر برده به ابر اندرا

چادرکی دیدم رنگین برو         رنگ بسی گونه بر آن چادرا (15/93)

 

 -خصوصیت دیگر هدهد، بوی بد لانه و کثیف بودن آن است:

بلبل و هدهد مرغند، بلی، لیکن         گل همی جوید یکی و یکی سرگین

 

-از جمله مضامین دیگر شاعرانه، کاخ‌نشینی هدهد است که می‌توان آن را بر گرفته از رابطه هدهد با سلطنت سلیمان دانست. منجیک ترمزی در این باره چنین گفته است:

سرای و قصر بزرگان طلب تو همچو ربوت        چو مار چند گزینی تو جای ویرانی (4/211)

 

 تشبیه و استعاره

 به دنبال بررسی وجوه مختلف نقش آفرینی هدهد در ادب فارسی، مطلب دیگری که شایان ذکر است، تشبیهات و استعاره‌هایی است که در آثار اهل ادب، پیرامون زوایای مختلف نقش این پرنده، وجود دارد. پس از مشاهده و بررسی اشعار، می‌توان به برخی از تشبیهات و استعاره‌ها اشاره کرد:

 

تشبیه

 در بررسی تشبیهاتی که در آثار شاعران مختلف آمده است، حضور هدهد را به عنوان یکی از ارکان تشبیه می‌توان به دو بخش تقسیم نمود:1

-تشبیه افراد و اشخاص به هدهد

الف) گاهی شاعر با در نظر گرفتن صفات و ویژگی‌هایی از هدهد، نظیر: پرواز، فصاحت و زبان‌آوری، آروزمندی خدمت سلیمان و... خود را به طور آشکار یا ضمنی به هدهد تشبیه کرده است.

کلیات شمس:

من چو هدهد بپریدم به هوا       تا رسیدم به در شهر سبا (40/115)

 

منوچهری:

فصاحتم چو هدهد است و هدهدم            کجا رسد به غایت سبای او (39/85)

 

 به گاهی شاعر، معشوق یا ممدوح خود را به هدهد تشبیه می‌کند. برای مثال، مولانا معشوق خود را در تاجداری و زیبایی به هدهد مانند کرده است:

آنکو مثل هدهد بی تاج بند هرگز             چون مور ز مادر او بر بسته کمر آمد (40/48)

 

 2-تشبیه مفاهیم و مضامین مختلف به هدهد

در بعضی موارد، شاعر ضمن در نظر گرفتن ویژگی‌های متنوعی از هدهد مفاهیمی چون تفکر، عقل، جان و واژگانی مثل گل، باد صبا و... را به هدهد تشبیه می‌کند.

-مولوی در غزلیات خود، در یک مورد، تفکر را به «هدهد» تشبیه می‌کند:

 ز هدهدان تفکر چون در رسید نشانش      مراست ملک سلیمان چو نقد گشت عیانش (40/115)

 -تشبیه عقل به «هدهد» در یکی از غزلهای سیف فرغانی:

به بارگاه سلیمان روح هدهد عقل    خبر زعرش عظیم آرد از سبای حروف (23/21)

 

 و نیز تشبیه گل به هدهد:

همچو هدهد به سبا رفته دگر باز آمد       گل که بلقیس سلیمان بهار آمده بود (23/789)

 

 -خاقانی، در بیت زیر، باد صبا را به هدهد مانند کرده است:

درست گویی صدر الزمان سلیمان بود      صبا چو هدهد و محنت‌سرای من چون سبا (10/29)

 

 -در مطلع غزلی از دیوان حافظ نظیر این تشبیه آمده است:

ای هدهد صبا به سبا می فرستمت    بنگر که از کجا به کجا می فرستمت (8/

 

در مواردی جان به هدهد تشبیه شده است؛ غالب نمونه های آن مربوط به کلیات شمس است. مولانا، بارها با استفاده از ترکیب «هدهدِ جان» یا «هدهدِ جان‌ها» این تشبیه را به کار می‌برد.

دیده دیو و پری، دید زما سروی هدهد    جان باز گشت سوی سلیمان خویش) 40/111

 

همچنین در رباعی زیر:

از گل قفس هدهد جهان‌ها تو کنی     برخاک سیه، شکر فشانها تو کنی (40/319)

 

 استعاره

در متون ادب فارسی نمونه‌هایی نیز وجود دارد که شاعران پیرامون نقش هدهد، استعاره‌هایی خلق کرده‌اند که به ذکر برخی اکتفا می‌شود:

 مولانا، در کلیات شمس، هدهد را استعاره از شمس تبریزی می‌داند:

شاه پریان بین ز سلیمان پیمبر     اندر طلب هدهد طیار رسیده (40/130)

 

 خواجوی کرمانی، در بیت زیر، هدهد را استعاره معشوق خود می‌داند:

ترک من ترک من بی سرو پاکرد و برفت    جگرم را هدف تیر بلا کرد و برفت

هدهد ما دگر امروز نه بر جای خودست    باز گویی مگر آهنگ سبا کرد کرد و برفت (11/646)

 

در بیت زیر، هدهد، استعاره از خود شاعر است:

نزد سلیمان شهم ستود چو آصف     گفت که‌ ها هدهد هوای صفاهان (10/356)

 

 بررسی زوایای مختلف حضور هدهد در ادبیات معاصر

در بخش پیشین به بررسی زوایای مختلف حضور هدهد در ادبیات قدیم پرداخته شد و اینک نقش این پرنده در عرصه ادبیات معاصر:

پس از جستجوی مفصل و دقیق بسیاری از آثار شعرای معاصر، از جمله: آثار نیما، سهراب سپهری، اخوان ثالث، شاملو، فروع فرحزاد، نادر نادر پور، شهریار، سیمین بهبهانی، احمد عزیزی، ناتل خانلری و... نتیجه‌ای جالب و در خور تأمل به دست آمد و آن کاهش چشمگیر حضور هدهد در ادبیات است. همان طور که در بخش قبل ملاحظه شد، ویژگی‌های چشمگیر حضور هدهد در ادبیات است. همان طور که در بخش قبل ملاحظه شد، ویژگی‌های مختلف این پرنده در قالب توصیف و تشبیه و استعاره های شاعرانه و در چارچوب تفاسیر یا تأویلات و برداشت‌های ادبی نمودی فراوان و قابل توجه داشت، اما در ادبیات معاصر بندرت به نام این پرنده بر می‌خوریم و این در حالی است که پرندگان نمادین دیگر، مانند سیمرغ و عنقا بازتاب فراوان‌تری نسبت به هدهد دارند.

 در اینجا سه مطلب اساسی قابل تأمل و تفسیر است: نخست، بیان نمونه‌های موجود در ادبیات معاصر؛ و دوم بررسی کیفیت حضور این پرنده؛ و سوم فرضیه‌هایی که در قالب دلایل این کاهش چشمگیر است.

 -پس از بررسی چگونگی و میزان حضور هدهد در آثار متعدد و برجسته حوزه ادبیات معاصر نمونه های زیر دیده شد:

 

1-نمونه شعری سهراب سپهری:


دم غروب، میان حضور خسته اشیاء

نگاه منتظری حجم وقت را می‌دید

کجاست سمت حیات؟

من از کدام طرف می‌رسم به یک هدهد؟

 

2-نمونه های شعری در آثار احمد عزیزی:

ما دانه هدهدیم اینجا           ما گم شده خودیم اینجا (30/378)

 

رو به آخر رو به غایت می کنی            هدهد خود را هدایت می‌کنی (30/608)

 

شاها ز قصر حشمت این هدهدستان را ببین       باد صبا می‌آورد سوی سلیمان شما (31/15)

 

هدهد بیا که ملک سلیمان به باد رفت           آسیمه سر به سوی سبا می فرستمت (31/35)

 

هدهد گم شده قاف جمالیم        زین روحشمت ملک سلیمان به سبا می‌بینم (31/98)

 

 مگو ای هدهد هادی به جز حیرت از این وادی    که در سامان سیمرغان همان به گر پراندازیم (31/104)

 

هادیان را زین سبب هدهد شدی    زانکه اول کشته خود، شدی (32/106)

 

3-نمونه‌هایی که در دیوان شهریار دیده شد

الا ای هدهد تخت سلیمان         به تاج گوهری تاراج عمان (24/948)

 

چون هدهد سبا بگشایند چشم غیب         آنانکه خاکپای شما توتیا کنند (24/844)

 

هدهد بیا به شهر سبا می فرستمت        همراه صبح و باد صبا می فرستمت (24/61)

 

ای هدهد از سریر سلیمان ما بگو            وز گلشن سبا چه خبر ای صبا بگو (24/108)


ادامه دارد...



دنبالک ها: پرتال جامع علوم انسانی 


درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


صفحات جانبی:


آخرین پستها:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


نظرسنجی:






 
مرجع ابزارهای وبلاگ نویسان
مرجع ابزارهای وبلاگ نویسانابزارهای متنوع وبلاگدریافت کد لودینگ برای وبلاگ
br