تبلیغات
وبلاگicon
ققنوس در آتش - وضع عمومی علم و ادب در قرن هفتم و هشتم (بخش اوّل)
 

وضع عمومی علم و ادب در قرن هفتم و هشتم (بخش اوّل)

نوشته شده توسط :مصطفی غلامی
جمعه بیست و هفتم اسفندماه سال 1389-00:30


مقدّمه

در اوایل قرن هفتم ایران با یکی از بزرگ‌ترین مصائب تاریخی یعنی حمله‌ی مغولان خون‌خوار مواجه شد (616 هجری) این حمله به سرداری چنگیز تا سال 619 ادامه یافت و بعد از او همچنان ایلغارهای پیاپی مغول و تاتار به ممالک مختلف و از آن جمله ایران امتداد داشت تا در میان سال‌های 651 ـ 656 حملات هولاکو نواده چنگیز آخرین مراکز قدرت را در ایران و عراق از میان برداشت و سلسله امرای ایلخانی را در ایران به وجود آورد.

 در گیر و دار این حملات سخت قسمت بزرگی از شهرها و مراکز ادبی علمی ایران از میان رفت و جز چند پناهگاه کوچک و بزرگ در داخل ایران و در ولایت سند و آسیای صغیر محلی برای حفظ بازمانده حوزه‌های علمی و ادبی و پاره‌ای از کتب باقی نماند، که مهم‌تر از همه آن‌ها اراضی تابع ممالیک غوریه در آن سوی رود سند و سرزمین حکم‌فرمایی سلاجقه آسیای صغیر و فارس بوده است. بعضی نواحی کوچک هم در این میان از آسیب حمله‌ی مغول مصون ماند که ارزش علمی و ادبی آن‌ها اصولاً قابل توجّه نیست.

 وجود این پناهگاه‌های کوچک و بزرگ در آغاز قرن هفتم از یک لحاظ مهم است و آن پناه بردن چند تن معدود از دانشمندان و ادیبان و عارفان است بدان‌ها و ایجاد فرصتی برای آنان در پرورش شاگردان و ادامه تعلیم در ایران. با این حال نیمه اوّل قرن هفتم به سبب انقلاب‌ها و قتل و غارت‌ها و ویرانی شهرها و حملات پیاپی وحشیان تاتار و عدم استقرار احوال، و نیمه دوم قرن هفتم در نتیجه وجود نداشتن کتب و مراکز تعلیم و معلمین، به هیچ روی مساعد به احوال علوم نبود. قرن هشتم نیز تقریباً به همین منوال گذشت و اگر در این یک قرن و نیم اثری از عده‌ای از فاضلان و عالمان و شاعران می‌بینیم نه از آن باب است که عهد وحشیان تاتار دوره رونق علم و ادب است بلکه اوّلاً نتیجه‌ی باقی ماندن بعضی از علما و دانشمندان و تربیت‌یافتگان پیش از مغول و ثانیاً معلول علاقه‌ی قلبی و تاریخی مسلمین به علوم و ثالثاً نتیجه‌ی وجود پناه‌گاه‌هایی‌ست که پیش از این نام بردهایم. وجود خاندان‌های امارت بعد از عصر ایلخانان که غالباً از ایرانیان بودهاند هم در ادامه مجالس تعلیم بسیار مؤثر بود و به هر حال در این عصر هر چه از دانش و ادب و عالمان و ادیبان ببینیم باز هم وجود آن‌ها معلول وجود ایرانیان است و اثر مغول در علوم و ادبیات این دوره تنها یک چیز بود و آن از میان بردن کتب و علما و ادبا و کاسد کردن بازار علم و ادب است و لاغیر.

 در حمله‌ی اوّل مغول و نابود شدن مراکز متعدد علمی خراسان و ماوراءالنهر و ری و اصفهان، دو مرکز عمده‌ی علوم و ادبیات باقی مانده بود و از آن دو یکی قلاع اسمعیلیه بود و دیگر بغداد و این دو مرکز مهم را هم هولاکو به ترتیب در سال‌های 654 و 656 از میان برد و جز قسمتی کوچک از جنوب ایران (حوزه‌ی فرمانروایی اتابکان سلغری) و ناحیه‌ی سند و شهرهای آسیای صغیر و مصر و شام دیگر پناهگاهی برای علوم و ادبیات اسلامی باقی نماند.

 در اواخر عهد ایلخانان مغول بر اثر اسلام آوردن ایشان عنادی که آنان و کارگزاران بت‌پرست و عیسوی و یهود ایشان با ایرانیان مسلمان داشتند از میان رفت و این خود فرصتی برای مسلمانان در احیای سنن دیرینه شد و چون بعد از ایشان همه امرا و ملوک طوایف هم مسلمان و هم غالباً ایرانی‌نژاد بودند طبعاً به ادامه‌ی این سنن یاوری کردند.

 از این بحث چنین نتیجه می‌گیریم که در نیم قرن اوّل دوره‌ی مغول بقایای علما و ادبای پیشین و وجود چند پناهگاه از فنای قطعی علم و ادب در ایران پیشگیری کرد و بعد از این مدت فرصت مناسب‌تری به علل مذکور برای ادامه علوم و ادبیات در ممالک اسلامی حاصل گشت و سنّت دیرینه‌ی مسلمین ایرانیان مسلمان را به استفاده از تعلیمات بازماندگان علما و ادبای دوره خوارزمشاهی واداشت. لیکن هر چه از حمله‌ی مغول بیشتر گذشت و آثار شوم آن آشکارتر شد قوت علم و رونق بازار ادب بیشتر طریق نیستی سپرد و بازار جهل بیشتر رواج یافت.

 وضع زبان و ادبیات فارسی در عصر مغول و فترت میان ایلخانان و حمله‌ی تیمور تقریباً تابع همان شرایط و دارای همان احوالی است که در باب علوم دیدهایم یعنی در اوایل این عهد دنباله وضع ادبی دوره خوارزمشاهی در ایران امتداد داشت و در نتیجه باقی ماندن گروهی از نویسندگان و شاعران بزرگ پیشین، ایران در اوایل این عهد از وجود چند تن از بزرگ‌ترین شاعران و نویسندگان برخوردار بود و بعد از آن شاعران و نویسندگان متوسطی در ایران به سر میبردند که از میان آنان حافظ به طور استثنا در زمره‌ی شعرای درجه اوّل ایران و از نوابغ بزرگ شعر است که در آخر این عهد می‌زیست.

 پس بر روی هم وضع ادبی ایران در عهد مغول و فترت بعد از آن با همه مصائبی که بر ایران وارد شد بد نبود زیرا در آغاز آن دوره دو شاعر بزرگ ایران سعدی و مولوی و در آخر آن عهد شمس‌الدّین حافظ ظهور کردند. از حیث باقی ماندن کتب متعدد هم این دوره را باید دوره‌ی ممتاز قابل توجّهی شمرد.

 

تحوّلات قرن هفتم و هشتم

نخستین موضوعی که در زبان فارسی عهد مذکور باید مورد توجّه باشد، آن است که با حمله‌ی مغول و برچیده شدن دربارهای حامی شعر و ادب فارسی طبعاً شعر و نثر از دربارهای اصلی و مراکز بزرگ حکومتی بیرون رفت و تنها در دربارهای کوچکی که از عهد ایلخانان تا حمله‌ی تیمور در ایران موجود بود، باقی ماند و با این کیفیت رواج و رونقی که در بازار شعر و ادب وجود داشت از میان رفت و بیشتر جنبه‌ی عمومی یافت تا درباری و البته این امر از یک حیث سودمند و از بابت دیگر تا درجه‌ای زیانآور بود: فایده‌ی آن رها کردن شاعر از قیود خشک ادبیات درباری و مشغول ساختن او به امور ذوقی بوده است و ضرر آن برداشتن قیود دشوار ادبی برای شاخص شدن در عالم شعر و ادب میان شاعران متعدّدی که داوطلب ورود به دربارها بودهاند.

 در نتیجه این امر می‌بینیم که اوّلاً قصیده‌های مدحی که قبلاً کمتر دیوانی را از آن خالی می‌یافتیم کم شد و به جای آن‌ها غزل‌های شیوای لطیف و دل انگیز و داستان‌های عاشقانه به همین نسبت فزونی یافت و از دوره پیش بیشتر شد. ثانیاً توجّهی که از اواسط قرن ششم به موضوعات عرفانی در شعر پیدا شده بود در این عهد قوت بیشتر یافت و منظومه‌های عرفانی متعددی که برخی از آن‌ها خصوصاً مثنوی مولوی از شاهکارهای جاویدان شعر پارسی‌ست، به وجود آمد.

 دومین موضوع مهمی که باید در این عصر از باب تغییری که در زبان فارسی ایجاد کرده است مورد توجّه کرده است مورد توجّه باشد، ورود بسیاری از کلمات ترکی مغولی است در زبان فارسی. ورود این لغات و اصطلاحات در نتیجه‌ی تسلّط مغول و توقّف متمادی آنان در ایران و حکومت بر این سرزمین، امری طبیعی است. غالب این لغات از طریق ادارات دولتی و کارگزاران دولت و فرمان‌های سلطنتی و تشکیلات مغول در ایران و قسمتی هم از راه حشر سربازان مغولی با مردم به وجود آمده است و از جمله این کلمات است: قوریلتای (شورای سلطنتی، جمعیت پادشاه‌زادگان)، چپاول (غارت)، یاسا (قانون)، نویان و نوین (شاهزاده)، ایلچی (نماینده، رسول)، بیتکچی (منشی جمع و خرج)، اولاغ (برید، چاپار)، یایم (چاپارخانه)، اردو (سپاه)، یورش (حمله)، یورت (قرارگاه، ابواب جمعی)، قراول (پاسبان)، ایلغار (هجوم)، ایل (مطیع)، تومان (ده هزار)، کوچ (رحلت، عزیمت)، یرلیغ (فرمان)، اینجور (مأمور وصول مالیات)، تمغا (مهر)، بیاسارسانیدن (تنبیه کردن. مجازات کردن)، پایزه (انعام، مستمری)، آقا (بزرگ و سرور) کنکاج، کنکاش (مشورت) و بسیاری کلمات و اصطلاحات دیگر.

 

نثر فارسی در قرن هفتم و هشتم

نثر فارسی در دوره بین حمله چنگیز و تیمور رونق بسیار داشت. از علل عمده این امر آن است که در آن عهد آخرین اثر نفوذ سیاسی خلفا از میان رفت و بغداد مرکزیّت بزرگ علمی و ادبی و دینی و سیاسی خود را از دست داد و رابطه ایرانیان با ملل دیگر اسلامی که غالباً زبان عربی را پذیرفته بودند تقریباً مقطوع شد و دیگر جز کسانی که تألیفات مشکل علمی می‌کردند و به اصطلاحات آماده و طریقه بحث در مسائل علمی که از پیش در زبان عرب فراهم شده بود احتیاج داشتند، باقی نویسندگان حاجتی به تألیف در زبان عربی احساس نمی‌کردند و حتی بسیاری از کتب معروف علمی هم از این پس به زبان پارسی تألیف شد و هر چه از زمان انقراض بنی عباس بیشتر گذشت نگارش کتب علمی به زبان فارسی بیشتر معمول شد و تألیف به نثر عربی زیادتر جنبه‌ی اظهار علم و دانش و تفنّن گرفت و به جای آن بر رونق و رواج نثر پارسی افزوده شد.

 موضوعی که به رواج نثر فارسی در این دوره یاوری بسیار کرد تألیفات متعدد و مفصلی است که در تاریخ اعم از تاریخ اعم از تاریخ عمومی ایران یا تاریخ مغول یا تواریخ محدود به سلسله‌های معیّن شده است. تألیف در تمام شعب علوم و ادبیات به زبان فارسی از این پس عمومیت بسیار یافت و اگر از سال‌های نخستین این دوره و حوزه‌هایی مانند حوزه تعلیم و تألیف و فعالیت خواجه نصیرالدّین طوسی بگذریم، کمتر حوزه فعال علمی که به زبان عربی توجّه داشته باشد، می‌یابیم.

 سبک نثر دوره‌ی مغول خصوصاً سبک قرن هفتم با شدّت تمام تحت تأثیر سبک نثر آخر دوره خوارزمشاهی است. علّت عمده‌ی آن است که پیشروان بزرگ نویسندگی این دوره کسانی بودند که یا در اوائل قرن هفتم پیش از حمله‌ی مغول در زمره‌ی اهل قلم قرار داشته و به سبک آن دوره مأنوس بودهاند و یا کسانی که زیردست نویسندگان آن زمان تربیت شده و بعد سرمشق سایر نویسندگان گردیدهاند.

 مهم‌ترین سبک رایج این دوره سبک نثر مصنوع است که از دارندگان بزرگ آن «نسوی» و «عطاملک جوینی» و «وصاف الحضرة» بودهاند. لیکن نباید فراموش کرد که در همین دوره دنباله‌ی روش ساده و بی‌تکلّف در نثر فارسی مقطوع نشد بلکه به تدریج قوّت یافت و نمونه‌های خوبی از آن به وجود آمد مانند طبقات ناصری و جامع التواریخ رشیدی و تجارب السلف و تاریخ گزیده و جز آن، و این هر دو سبک مصنوع و ساده در یک زمان و یک دوره وجود داشته و بسا اتفاق افتاده که یک نویسنده حتی در یک کتاب بهر دو سبک توجّه کرده است مانند شمس قیس رازی در المعجم که در مقدّمه آن روش مصنوع و متکلّفی را به‌ کار برده است لیکن در خود کتاب روش ساده زیبایی دارد.

 در آغاز قرن هفتم چند نویسنده بزرگ داریم که از همه معروف‌تر نورالدّین محمّد بن محمّد عوفی صاحب کتاب‌های معتبر لباب الالباب (تألیف در حدود سال 618) و جوامع‌الحکایات و لوامع‌الرّوایات (تألیف در حدود سال 630) است. لباب الالباب کتابی‌ست در شرح احوال شاعران فارسی‌گوی از آغاز شعر فارسی تا اوایل قرن هفتم در دو مجلد که نثری مصنوع و متکلّف دارد، و جوامع‌الحکایات کتابی عظیم شامل حکایات ادبی و تاریخی و حاوی اطلاعات ذی‌قیمت مهمّی‌ست که به نثر ساده و روان و بسیار فصیح نگاشته شده. نویسنده این کتاب از کسانی‌ست که خود را از آتش حمله‌ی مغول رهایی داده و اواخر عمر را در دستگاه ممالیک غوریه در ولایت سند گذرانیده است.

 دیگر از نویسندگان اوایل قرن هفتم شمس‌الدّین محمّد بن قیس رازی است که در اواخر عمر خود در خدمت اتابکان سلغری به سر میبرد؛ و کتاب المعجم فی معاییر اشعار العجم را در علوم شعری یعنی عروض و قافیه و بدیع و نقدالشّعر به زبان فارسی تألیف نموده است (در حدود سال 630) سبک نویسنده در مقدّمه کتاب به تمام معنی مصنوع ولی در خود کتاب ساده و دل‌انگیز است. اهمّیت المعجم در آن است که از میان کتب فارسی که در یک دوره از علوم ادبی نوشته شده و به دست ما رسیده، قدیم‌تر از همه است.

 یکی دیگر از نویسندگان مشهور اوایل دوره مغول نورالدّین محمّد نسوی منشی جلال‌الدّین خوارزم‌شاه است که کتاب نفثةالمصدور را به فارسی و کتاب سیرة جلال‌الدّین منکبرنی را به عربی نگاشت. نفثةالمصدور دارای نثری مصنوع و شاعرانه و زیباست که مؤلّف آن را به سال 632 در شهر میافارقین نوشته و شرح احوال خود و جلال‌الدّین منکبرنی (م.628) را از سال 627 در آن بیان کرده است.

 قاضی ابوعمر و منهاج‌الدّین بن سراج‌الدّین جوزجانی معروف به منهاج سراج نویسنده بزرگ قرن هفتم صاحب کتاب طبقات ناصری‌ست که آن را به سال 658 به پایان برد. این کتاب تاریخ عمومی عالم است تا عصر مؤلّف و خصوصاً از لحاظ اطّلاعات ذی‌قیمتی که راجع به حمله‌ی تارتار و فجایع مغولان دارد دارای ارزش فراوان است. نثر این کتاب بسیار استوار و سلیس و روان و از جمله آثار خوب زبان فارسی است.

 در اینجا ذکر علاءالدّین عطاملک بن بهاء‌الدّین محمّد جوینی (متوفی به سال 681) نویسنده بسیار معروف قرن هفتم لازم است. عطا ملک قسمت بزرگی از وقایع عهد مغولان را شخصاً دیده و در مسیر آن‌ها قرار داشته و باقی را از موثقین و کسانی که خود شاهد و ناظر وقایع بودهاند و یا از مشاهدات جغرافیایی و مطالعات تاریخی دقیق خود، فراهم آورده و از مجموع این اطلاعات کتاب مشهور جهان‌گشا را در سه مجلّد در شرح ظهور چنگیز و احوال و فتوحات او، و در تاریخ خوارزم‌شاهان و حکام مغولی ایران و فتح قلاع اسمعیلیه و بغداد تألیف کرده است. جهان‌گشا گذشته از اهمّیت تاریخی از آثار مشهور و زیبای نثر فارسی است. روش این کتاب مصنوع ولی بر اثر استادی و مهارت کم‌نظیر نویسنده از هرگونه سستی و فتور بر کنار است. نویسنده غالباً از اشعار فارسی و عربی و اخبار و امثال عرب و آیات قرآن کریم و پاره‌ای از اصطلاحات علمی نیز استفاده کرده است.

 بزرگ‌ترین نویسنده قرن هفتم سعدی شیرازی است که در ذکر شعرا نیز ازو سخن خواهد رفت از سعدی چند رساله به اضافه گلستان به نثر فارسی باقی مانده است: ازین رسائل یکی نصیحةالملوک است که به نثری ساده و روان و بی‌تکلّف نوشته شده و از فصاحت به درجه‌ای‌ست که یادآور آثار فصحای قدیم است، رساله‌ی دیگر او به نام عقل و عشق و رساله‌ای دیگر در تربیت یکی از ملوک و رساله‌ی دیگری به نام مجالس شیخ و از همه مهم‌تر کتاب گلستان است که کتابی‌ست تربیتی و اجتماعی مخلوط از نثر و نظم. در این کتاب سعدی روش خاص و مشهور خود را که سبک میان نثر مرسل و نثر مصنوع است به‌ کار برده و از صنایع لفظی تا آنجا که مخلّ فصاحت نباشد استفاده کرده است.

 از نویسندگان معروف دیگر آن زمان وصّاف‌الحضرة شهاب‌الدّین عبدالله است که در سال 663 در شیراز ولادت یافته است و تا نیمه اوّل قرن هشتم می‌زیسته است و کتاب خود را به نام تجزیةالامصار و تجزیةالاعصار در سال 712 به اتمام رسانید و این همان است که به «تاریخ وصّاف» شهرت دارد. کتاب تاریخ وصّاف از حیث تصنّع و تکلّف دارای جنبه‌ی مبالغه‌آمیز و از این باب مورد ایراد نقّادان سخن است. این کتاب ذیلی است بر تاریخ جهان‌گشای جوینی و حاوی وقایع دوره ایلخانان بعد از آن کتاب.

 رشیدالدّین فضل الله (645 ـ 718) وزیر دانشمند دوره ایلخانان که مدّت‌ها وزارت غازان و اولجایتو و ابوسعید بهادرخان را داشت کتاب بزرگ و مشهوری در تاریخ عمومی دارد به نام جامع‌التواریخ در هفت مجلّد که معتبرترین کتاب تاریخی عهد مغول و دارای نثری ساده و روان است و به سال 710 پایان یافت. غیر از این کتاب از رشیدالدّین فضل‌الله آثار دیگری باقی‌ست مانند الاحیاء و الآثار در بیست و چهار قسمت حاوی مسائل مختلف علمی مانند علم فلاحت و معماری و کشتی سازی و غیره. دیگر مجموعه‌ی منشآت که طبع شده است و چند کتاب و رساله دیگر.

 یکی دیگر از نویسندگان مشهور قرن هفتم قاضی ناصرالدّین بیضاوی دانشمند بزرگ آن قرن است. وی کتاب نظام‌التواریخ خود را به سال 674 تألیف کرده و بعد از آن مطالبی تا حدود سال 694 بر آن افزوده است. این کتاب شامل خلاصه‌ای از تاریخ عمومی از ابتدای خلقت است.

 دیگر از نویسندگان این روزگار ناصرالدّین منتجب‌الدّین یزدی منشی قراختائیان کرمان مؤلّف سمط‌العلی للحضرةالعلیا در تاریخ قراختائیان است که نویسنده آن را به تقلید از کتاب عقدالعلی للموقف الاعلی که نثری مصنوع دارد به سال 716 نوشته است.

 دیگر هندوشاه بن سنجر نخجوانی نویسنده کتاب تجارب السلف است که به نثری ساده و روان و فصیح به سال 724 در تاریخ وزراء نوشته شده است.

 دیگر شرف‌الدّین فضل الله حسینی قزوینی (م. 740) ادیب و شاعر و نویسنده معروف است که کتاب او به نام المعجم فی آثار ملوک العجم از نمونه‌های مشهور نثر مصنوع فارسی است که در تاریخ ایران قدیم نوشته شده لیکن هیچ ارزش تاریخی ندارد.

 دیگر از موّرخان معروف اوایل قرن هشتم حمدالله مستوفی قزوینی صاحب کتاب مشهور تاریخ گزیده و کتاب نزهةالقلوب است که اوّلی در تاریخ و ثانوی در جغرافیاست و هر دو نثری ساده و روان دارد. از نویسندگان متصوف این عهد از همه مشهورتر نخست شیخ نجم‌الدّین ابوبکر عبدالله بن محمّد رازی (م.665) از مشاهیر متصوّفه قرن هفتم است. کتاب مشهور او مرصادالعباد است که نثری بلیغ دارد.

 دیگر جلال‌الدّین محمّد مولوی بلخی است که نام او را باز خواهیم آورد. این صوفی بزرگ نیکو سخن در نثر نیز مانند شعر خود جویای سادگی و صراحت و بیان مقاصد در مباحث مفصلی است که در پیش می‌گیرد و با ایراد امثال و اخبار و احادیث و آیات به تصریح و تعریض به نیکی از عهده آن‌ها بر می‌آید. مولوی از آرایش کلام بیزار بود و میگفت «سخن را چون بسیار آرایش می‌کنند فراموش میشود»، از آثار منثور او کتاب فیه‌مافیه، مجالس، مکتوبات است.

 دیگر شمس‌الدّین احمد افلاکی صاحب کتاب مناقب‌العارفین است که آن را در اواسط قرن هشتم به پایان رسانیده و اطلاعات ذی‌قیمتی راجع به مولوی و خاندان او در آن آورده است.

 از نویسندگانی که در قرن هفتم و هشتم به نوشتن کتبی در مسائل علمی به زبان فارسی مبادرت کردهاند نخست خواجه نصیرالدّین محمّد بن محمّد بن حسن طوسی (597 ـ 672) دانشمند بسیار معروف و بزرگ آغاز قرن هفتم است. از تألیفات مهمّ او به فارسی یکی اساس‌الاقتباس در منطق، دیگر معیارالاشعار در علم عروض و دیگر اخلاق ناصری در حکمت عملی (علم اخلاق) و دیگر اوصاف‌الاشراق در تصوّف است که همه به نثر ساده و روان و مطلوبی نوشته شده است.

 دیگر افضل‌الدّین محمّد بن حسن کاشانی معروف به بابا افضل (م. 707) که نثری بسیار فصیح و ساده دارد. از رسالات مشهور فلسفی اوست: مدارج‌الکمال، ره‌انجام‌نامه، ساز و پیرایه‌ی شاهان پرمایه، رساله‌ی تفاحه (ترجمه‌ای‌ست از ترجمه عربی کتاب التفاحة منسوب به ارسطو)، عرض‌نامه، جاودان‌نامه و غیره.

 دیگر علامه قطب‌الدّین محمود بن مسعود شیرازی (634 ـ 710) شارح معروف کتاب القانون است که در طبّ و فلسفه و ریاضیات و نجوم براعت داشت. مهم‌ترین اثر فارسی او کتاب درةالتاج است که حکم دائرةالمعارفی را در علوم فلسفی دارد.





درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


صفحات جانبی:


آخرین پستها:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


نظرسنجی:






 
مرجع ابزارهای وبلاگ نویسان
مرجع ابزارهای وبلاگ نویسانابزارهای متنوع وبلاگدریافت کد لودینگ برای وبلاگ
br