تبلیغات
وبلاگicon
ققنوس در آتش - مطالب خواجوی کرمانی
 

اگر تو را غم امثال ما بود غم نیست

نوشته شده توسط :مصطفی غلامی
یکشنبه بیست و دوم خردادماه سال 1390-23:34

 

 

اگر تو را غم امثال ما بود غم نیست

که درد را چو امید دوا بود غم نیست

 

دواپذیر نباشد مریض علّت شوق

ولی چو روی مرض در شفا بود غم نیست

 

کنون که کشتی ما در میان موج افتاد

اگر چنانکه مجال شنا بود غم نیست

 

صفا ز باده‌ی صافی طلب که صوفی را

به جای جامه‌ی صوف ار صفا بود غم نیست

 

به راستان که گدایان آستان توایم

وگر تو را غم کار گدا بود غم نیست

 

غمت چو ساغر اگر خون دل به جوش آرد

چو همدم تو می جانفزا بود غم نیست

 

گرت فراق به زخم قفای غم بکشد

مدار غم که چو وصل از قفا بود غم نیست

 

به غربتم چو کسی آشنا نمی‌باشد

به شهر خویشم اگر آشنا بود غم نیست

 

چنین که مرغ دلم در غمش هوا بگرفت

به سوی ما اگر او را هوا بود غم نیست

 

چو اقتضای قضا محنت است و غم «خواجو»

اگر به حکم قضایت رضا بود غم نیست



دنبالک ها: گنجور 


درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


صفحات جانبی:


آخرین پستها:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


نظرسنجی:






 
مرجع ابزارهای وبلاگ نویسان
مرجع ابزارهای وبلاگ نویسانابزارهای متنوع وبلاگدریافت کد لودینگ برای وبلاگ
br